السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

225

تفسير هدايت (فارسى)

/ 240 و پيش از اين از گفتهء بعضى نقل كرديم كه : اين جمله در قرآن براى بيان اهميت گفته‌اى مىآيد كه پس از آن خواهد آمد . اگر مقدم بر جمله « و ما يدريك » باشد ، جمله به صورت مجمل باقى مىماند . . . كه بعضى چنين گفته‌اند ، و اعتقاد من آن است كه هر دو جمله براى بزرگداشت حقيقتى است كه ذكر آن پس از اين دو تعبير آمده است . [ 3 ] چگونه از اهميت زمان آگاه مىشويم ؟ آيا در آن صورت نيست كه فاصلهء ميان ما و هدفهايمان كوتاهتر مىشود ، پس چون در يك روز به يك ميليون ريال دسترس پيدا كنى كه آن در ظرف مدت يك سال به دست مىآوردى ، آيا اين يك روز براى تو بهتر از يك سال تمام نيست ؟ به همين گونه است ليلة القدر كه به انسانى كه قدر آن را بشناسد ، چيزى مىبخشد كه مساوى با يك عمر دراز است : هشتاد و سه سال و چهار ماه ، و به تعبيرى رساتر : هزار ماه . « لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ - شب قدر بهتر از هزار ماه است . » اجل هر يك از ما در نزد خدا معين است ، و گاه چندان كوتاه است كه هر يك از ما نمىتواند به يك دهم از هدفهاى خود دسترس پيدا كند ، ولى آيا مىتوان با اين واقعيت به چالش و مبارزه برخاست ؟ آرى . ولى نه بدان صورتى كه بيشتر مردم چنان تصور مىكنند و خواستار درازى عمر خويش مىشوند ، و عدّهء كسانى كه به اين آرزوى خود مىرسند اندك است ، بدان سبب كه عوامل وفات فراوان و بيشتر آنها از ارادهء آدمى بيرون است ، پس راه براى درازتر كردن عمر چيست ؟ ژرفتر كردن آن و از لحظه لحظهء آن برخوردار شدن است ، در پيش خود تصور كن كه اگر پارهء كوچكى از زمين داشته باشى و نتوانى آن را بزرگتر كنى ، چه خواهى كرد ؟ ممكن است به بناى ساختمانى بپردازى كه بخشى از آن در زمين است و بخشى ديگر در فضا است و سر به ابرها مىسايد ، بعضى از مردمان سالهاى معدودى از عمر داشته و در طول اين عمر به انجام دادن كارهايى پرداخته‌اند كه معادل كار قرنهاى دراز است ، مثلا عمر رسول اكرم ما - صلى اللَّه عليه و آله - از شصت و سه سال تجاوز نكرد ، و بيست و سه سال از آن به ايام دعوت او اختصاص داشت ، ولى اثر آن از اثر عمر دراز